
سلام به همگی!
بالاخره به روز شدم با کلی "دنگ و فنگ "! "دنگش" اینکه خیلی سرم شلوغه نمیتونستم بیام کافی نت ...حالا هم که اومدم بعد سه ساعت تونستم فقط عکسو آپلود کنم! خب اینم" فنگش"
نمیدونم چرا یاد گرفتیم وقتی هم که تو سرمون میزنن بگیم :شکر..بعدش تو دل فحش بیست و نه روزماه و....
این روزا : اوضاع خرابه رفیق ...
تقدیم به تنها کسی که دیوووووونه ی خودشو شعراشم (علی بهمنی ) عزیز
فریاد وطن را علنی باید خواند
با لهجه ی گرم وطنی باید خواند
سرمشق سرودهای "آزادی" را...
در شعر "علی بهمنی " باید خواند
* * * *
ای نغمه ی باران بهــــاری بنویس
صدبار شکستی ام کناری بنویس
من پیر شدم بیا جوانمردی کن
بر چوب عصام یادگاری بنویس
* * * *
تا بر لب من قدم قدم آمده بود
از راه هزار پیچ و خم آمده بود
هر چند انار قرمزش میدیدی
خون جگری که بر لبم آمده بود
* * * *
با دیدن گونه ی ترم میـــــفهمد
از حال همیشه بدترم مـــیفهمد
یک لحظه نگاه ، رهگذر حال مرا
با اینکه نکرده باورم....میفهمد


